Few questions answered
August 28th, 2011 § Leave a Comment
- One woman I interviewed said lesbians who are jailed have been raped in prison. Is it true?
Raping women in prisons of Iran has been practice even before the Islamic Regime came to power. Documents from the before Islamic Revolution only speaks about raping of women political activists, but the fact is that all women, when in prison, are at the mercy of the jail-keepers, and sexual exploitation of women is wide spread in jail. Since the beginning of the Islamic Republic’s rule, there are news of rape even on pregnant women who were political activists. There are news of buying and selling of women in jails during the past 30 years. I have heard of raping of lesbian women as a form of punishment. Since rape is wide spread in jails, and is used as a form of punishment, even on mail prisoners, this shouldn’t be very strange if it is practiced on lesbians too.
- She said some of those raped and then released committed suicide.
Lesbian in Iran, belonging to different regions and towns, each have heard of incidents that are not registered anywhere, and are not published fact or news. One of my clients heard about this from her friends. As it is, word of mouth is our only source to get news from inside of Iran.
- She said there are cases where lesbians have been stoned to death under the pretext that they were prostitutes.
I’ve heard about a lesbian couple, in Southern Iran, Boushehr, who’ve been stoned to death some 3 years ago, who were accused of prostitution, but the townsfolk know they were lesbians, or as they called them, Monharef.
- Are these three claims true? If yes, how widespread is rape of lesbians in jail? What’s the estimate of lesbians who committed suicide after being raped in jail? Has any lesbian been stoned to death in Iran?
We know nothing for sure. We only hear about these incidents here and there. And normally when someone opens up with these information, they don’t feel comfortable to give their names, and don’t want to be followed up for documenting of the news. I have tried many times, but so far I have not even one person who is the main source of a news and is willing to speak about it in detail and agrees to give her/his name. Everybody wants to remain anonymous.
- What’s the estimate of lesbians and gays in Iran committing suicide for general societal, family and other pressures?
Every gay and lesbian I know have tried at least twice to commit suicide, and their reason is their families and friends harsh and humiliating attitude, coworkers or agents who harass them into sexual favors, or, the dead-end of life they experience in Iran where they don’t have any chance of a normal life.
- How many gays and lesbians do you estimate there are in Iran?
After Ahmadinejad’s famous blurt in Colombia U, I’ve heard an official data was published that showed the number of gays in Iran over 200.000. The number includes only the ones who have registered for military services or for sex-change. (many gays in Iran found sex change the only way to live with their chosen partner).
- How many have been jailed since the Islamic revolution and under what general circumstances?
Baroomand Foundation documented 143 cases of execution on the bases of sodomy since 1979. But, it must be said that homosexuals are executed under other allegations such as drug-dealing and collecting or distributing pornography while dug-dealers and thieve are executed under the pretext of sodomy. There is not much clarity on the number of homosexuals who have been executed. But we have reports of kidnappings of homosexuals by agents, and injuring them to death.
- Apparently if there a witness to a sexual act of a homosexual couple, the punishment is execution. What are the reasons why homosexuals may be jailed and then released?
Under Sharia law in Iran, it is not the law that rules, but the judge. And every judge has his own ways of dealing with so called crimes and punishments. Some judges even send the accused to be examined for sexual encounters, and then release them. It is in some of hand-books (Resaleh) that if an accused is asked how come you have signs of anal sex, he can say that he has self-inserted zucchini for pleasure, and there was not another man involved in the scene. So, there are times that a homosexual man is condemned without any reason because the judge wished to punish him, as the judge can use his own judgment (Ilm’e Ghazi), and sometimes, the judge lets go of the accused. 10 years ago, when the atmosphere was a little relaxed politically, well-to-do members of Gay Life used to pay and buy their sentence, meaning that they could bribe the judge or the under hands and escape not even execution but also floggings. On the other hand, 2 months ago, we sent out a press release about 12 young men who were sentenced to execution while they were under-age. Only the whereabouts of 4 of them is known. They rest of them are somewhere in jails, but no judge is willing to give information on them. We know for sure that one the guys has been already executed without notice to the public.
یک سرگذشت
آقای محمد نیکخو
| مشخصات
سن — ملیت ايراني مذهب احتمال قوي اسلام وضعیت خانوادگی — تحصیلات — شغل شغل متفرقه مرتبه و موقعیت — مورد حقوقی تاریخ اعدام ۱۷ آبان ۱۳۵۹ محل تبريز, ايران نحوه اعدام نحوه اعدام نا مشخص اتهامات سرقت; طرفداري از گروههاي چريکي مخالف نظام; قیام مسلحانه علیه جمهوری اسلامی; محاربه با خدا، رسول خدا و نايب امام زمان; همجنسگرایی – (شهرزاد، این یه نمونه از پرونده سازی ست چون که تمام جرائمی که در قانون شرع/قانون اساسی شامل مجازات اعدام می شوند رو با هم جمع کردند که حکم اعدام قطعی بشه. اصلن معلوم نیست این فرد همجنسگرا هم بوده یا نه، اما در لیست جرائمش به طور رسمی ذکر شده). ملاحظات خبر اعدام آقای محمد نیکخو و سه نفر دیگر توسط خبرنگار خبرگزاری پارس از تبریز گزارش شد. روزنامه جمهوری اسلامی این گزارش را به چاپ رساند (١٩ آبان ١٣٥٩). در شرایطی که حداقل تضمین های دادرسی رعایت نمی شود و متهمین از یک محاکمه منصفانه محرومند، صحت جرایمی که به آنها نسبت داده می شود مسلم و قطعی نیست. سازمان های بین المللی حقوق بشراشاره به گزارش هایی می کنند دال بر اینکه مقامات جمهوری اسلامی مخالفین سیاسی خود را به اتهام ارتکاب جرائم عمومی محکوم و همراه با محکومین غیر سیاسی دیگر اعدام می نمایند. شمار افرادی که بر اساس اینگونه اتهامات کاذب به اعدام محکوم شده اند معلوم نیست. دستگیری و بازداشت اطلاعی در مورد جزئیات دستگیری و بازداشت این متهم در دست نیست. دادگاه اطلاعی درباره جلسه یا جلسات دادگاه در دست نیست. اتهامات آقای نیکخو، اهل بوکان، به “عمل لواط، سرقت های مکرر، قیام علیه انقلاب اسلامی و همکاری با حزب منحله دمکرات کردستان” متهم بود. مدارک و شواهد در گزارش این اعدام نشانی از مدارک ارائه شده علیه متهم نیست. دفاعیات از دفاعیات متهم اطلاعی در دست نیست. حکم دادگاه انقلاب اسلامی تبریز آقای نیکخو را “محارب با خدا” شناخت و به اعدام محکوم کرد. حکم صادره شب هنگام به اجرا گذاشته شد. |
Baroomand Foundation is quoted in a website that 4400 homosexuals have been executed since 1979.
- How many have been executed since the Islamic revolution for being homosexual? How many men and how many women? If you have some numbers or cases, can you give their names, dates of execution, circumstances, and any rich background.
In IRQO, we don’t have any documented data.
- What does the law, constitution or penal code say about punishment or treatment of homosexuals in Iran?
قانون مجازات اسلامي چاپ اول سال 71
فصل اول- تعريف و موجب لواط
ماده 108- لواط وطي مذكر است چه بصورت دخول باشد يا تفخيذ.
ماده 109- فاعل و مفعول لواط هر دو محكوم به حد خواهند شد.
ماده 110- حد لواط در صورت دخول قتل است و كيفيت نوع آن در اختيار حاكم شرع است.
ماده 111- لواط در صورتي موجب قتل ميشود كه فاعل و مفعول بالغ و عاقل و مختار باشند.
ماده 112- هر گاه مرد بالغ و عاقل با نابالغي لواط كند فاعل كشته ميشود و مفعول اگر مكره نباشد تا 74 ضربه شلاق تعزير ميشود.
ماده 113- هرگاه نابالغي نابالغ ديگر را وطي كند تا 74 ضربه شلاق تعزير ميشوند مگر آنكه يكي از آنها اكراه شده باشد.
فصل دوم- راههاي ثبوت لواط در دادگاه
ماده 114- حد لواط با چهار بار اقرار نزد حاكم شرع نسبت به اقراركننده ثابت ميشود.
ماده 115- اقرار كمتر از چهار بار موجب حد نيست و اقراركننده تعزير ميشود
ماده 116- اقرار در صورتي نافذ است كه اقراركننده بالغ، عاقل، مختار و داراي قصد باشد.
ماده 117- حد لواط با شهادت چهار مرد عادل كه آن را مشاهده كرده باشند ثابت ميشود.
ماده 118- با شهادت كمتر از چهار مرد عادل لواط ثابت نميشود و شهود به قذف محكوم ميشوند.
ماده 119- شهادت زنان به تنهايي يا به ضميمه مرد لواط را ثابت نميكند
ماده 120- حاكم شرع ميتواند طبق علم خود كه از طريق متعارف حاصل شود، حكم كند.
ماده 121- حد تفخيذ و نظاير آن بين دو مرد بدون دخول براي هر يك صد تازيانه است.
تبصره: در صورتي كه فاعل غيرمسلمان باشد، حد فاعل قتل است.
ماده 122- اگر تفخيذ و نظاير آن سه بار تكرار و بعد از هر بار حد جاري شود در مرتبه چهارم حد آن قتل است.
ماده 123- هرگاه دو مرد که با هم خويشاوندي نسبي نداشته باشند بدون ضرورت در زير يک پوشش بطور برهنه قرار گيرند هردو تا 99 ضربه شلاق تعزير مي شوند.
ماده 124- هرگاه كسي ديگري را از روي شهوت ببوسد تا شصت ضربه شلاق تعزير ميشود.
ماده 125- کسي که مرتکب لواط يا تفخيذ و نظاير آن شده باشد اگر قبل از شهادت شهود توبه کند حد از او ساقط مي شود و اگر بعد از شهادت توبه نمايد حد از او ساقط نمي شود.
ماده 126- اگر لواط و تفخيذ و نظاير آن با اقرار شخص ثابت شده باشد و پس از اقرار توبه كند قاضي ميتواند از ولي امر تقاضاي عفو نمايد.
باب سوم- مساحقه
ماده 127- مساحقه، همجنسبازي زنان است با اندام تناسلي.
ماده 128- راههاي ثبوت مساحقه در دادگاه همان راههاي ثبوت لواط است.
ماده 129- حد مساحقه براي هر يك از طرفين صد تازيانه است.
ماده 130- حد مساحقه درباره كسي ثابت ميشود كه بالغ، مختار و داراي قصد باشد.
تبصره: در حد مساحقه فرقي بين فاعل و مفعول و همچنين فرقي بين مسلمان و غيرمسلمان نيست.
ماده 131- هرگاه مساحقه سه بار تكرار شود و بعد از هر بار حد جاري گردد در مرتبه چهارم حد آن قتل است.
ماده 132- اگر مساحقهكننده قبل از شهادت توبه كند حد ساقط ميشود اما توبه بعد از شهادت موجب سقوط حد نيست.
ماده 133- اگر مساحقه با اقرار شخص ثابت شود و وي پس از اقرار توبه كند قاضي ميتواند از ولي امر تقاضاي عفو كند.
ماده 134- هرگاه دو زن كه با هم خويشاوندي نسبي نداشته باشند بدون ضرورت برهنه زير يك پوشش قرار گيرند به كمتر از صد تازيانه تعزير ميشوند. در صورت تكرار اين عمل و تكرار تعزير در مرتبه سوم به هر يك صد تازيانه زده ميشود.
قانون مجازات جدید – 1388
باب دوم: حدود
فصل اول: قواعد عمومي
مبحث اول: تعريف و موارد حد
ماده 1-211: حد مجازاتي است كه در شرع مقدس براي جرايم خاص و به ميزان وكيفيت معيني مقرر گرديده و قابل تبديل يا تخفيف و يا تعطيل نميباشد و تفصيل آن به شرح مندرج در اين قانون است.
ماده 2-211: تعقيب رسيدگي و صدور حكم در مواردي كه حد جنبه حقاللهي دارد، متوقف به درخواست كسي نيست.
ماده 3-211: جرايمي كه در شرع مقدس براي آنها مجازات حدي تعيين شده است عبارتند از:
1 – زنا و ملحقات آن ( لواط، تفخیذ ومساحقه )
2- قوادي
3 – قذف
4- سب النبي
5 – ارتداد و بدعت گذاری و سحر
6– خوردن مسكر
7 – سرقت
8 – محاربه و افساد فيالارض
مبحث دوم: شرايط عمومي حد
ماده 1-212: در جرايم مستوجب حد مرتكب در صورتي مسئول است كه علاوه بر شرايط عمومي (بلوغ، عقل، اختيار، آگاهي به موضوع و عدم اضطرار) آگاه به حرمت آن در شرع نيز باشد.
تبصره يك- شرايط خاص ديگري براي برخي ازحدود لازم است كه درجاي خود ذكر خواهد شد.
ماده 2-212: هر گاه مرتكب علم به حرمت فعل موجب حد داشته باشد؛ ولي نسبت به مجازات برآن جاهل باشد، مستوجب حد خواهد بود.
ماده 3-212: هرگاه طفل نابالغ مميز يا شخص ديوانهاي كه قابليت تأديب دارد، مرتكب يكي از جرايم موجب حدگردد، با توجه به نوع جرم و شرايط ارتكاب و شخصيت مرتكب به نحو متناسب و با توجه به قوانين و مقررات مربوط تأديب ميشود.
مبحث سوم: راههاي اثبات حد
ماده 1-213: راههاي اثبات جرايم موجب حد بينه، اقرار یا قراين و شواهدي است كه موجب علم بين و حسي برای قاضی باشد.
ماده 2-213: تعداد شهود در بينه بر زنا، لواط، مساحقه و تفخيذ چهار نفر مرد عادل است و اقرار نيز در اين موارد چهار بار لازم است و در ساير حدود دو شاهد مرد عادل يا دوبار اقرار كفايت ميكند، بهجز حد محاربه و افسادفيالارض كه در اثبات آن يكبار اقرار كفايت ميكند. شرايط عمومي شاهد و اقرار در اثبات موجب حد معتبر است.
تبصره يك – انكار بعد از اقرار موجب سقوط حد نيست، بهجز در اقرار به حدي كه مجازات آن قتل يا رجم است و چنانچه اقراركننده در هر مرحلهاي از اقرار خود برگردد و انكار كند، مجازات قتل يا رجم ساقط ميشود وبه جاي آن در زنا و لواط صد ضربه و در غیر آنها تا 74 ضربه شلاق ثابت ميگردد؛ مگر اينكه قاضي علم بين و حسي به آن داشته باشد.
تبصره دو- شهادت دو مرد و چهار زن عادل براي اثبات زنا كافي است و به كمتر از دو مرد اكتفا نميشود ودر مواردي كه حد زنا قتل يا رجم است، شهادت سه مرد و دو زن عادل كافي است ودرصورتي كه دومرد وچهار زن عادل به آن شهادت دهند، تنها حد شلاق ثابت ميشود.
تبصره سه- شهادت و اقرار بايد صريح باشد و شاهد بايد در خصوص شهادت بر زنا يا لواط يا مساحقه يا تفخيذ آن را مشاهده كرده باشد و بدون استناد به مشاهده شهادت او قبول نميشود؛ بلكه در اين صورت و همچنين در صورتي كه شهود به عدد لازم نرسند، شهادت قذف محسوب مي شود و موجب حد است.
تبصره چهار – چنانچه مستند حكم علم حسي قاضي باشد، موظف است در حكم خود قراين و شواهد موجب حصول علم را تصريح نمايد.
ماده 3-213: در جرايم موجب حد هرگاه متهم ادعاي اكراه، اضطرار يا فقدان عقل، بلوغ یا آگاهي را در زمان ارتكاب جرم نمايد، در صورتي كه احتمال صدق گفتار وي داده شود ادعاي مذكور بدون نياز به بينه و سوگند پذيرفته ميشود و حد ثابت نخواهد شد؛ مگر آنكه خلاف ادعاي وي به يكي از راههاي معتبر ثابت گردد و همچنين اگر ادعا كند كه اقرار او با تهديد و ارعاب يا شكنجه گرفته شده است.
تبصره – موارد احتمال زنای به عنف یا ربایش یا اغفال و اکراه مشمول این ماده نبوده و دادگاه موظف به بررسی و تحقیق است.
ماده 4-213: هرگاه به هر جهتي وقوع جرم موجب حد و يا يكي از شرايط آن مورد شبهه و ترديد قرار گيرد و حجت معتبر بر نفي آن شبهه نباشد، موجب حد ثابت نخواهد شد.
مبحث چهارم: شركت، معاونت و شروع به جرم حدي
ماده 1-214: شركت در جرايم حدي در صورت تحقق و صدق موجب آن حد یا حد دیگری برآن مجازات آن حد را خواهد داشت و در غير اين صورت چنانچه در قانون مجازات ديگري براي آن عمل مقرر شده باشد، به آن مجازات محكوم ميشود والا در حکم معاون خواهد بود.
ماده 2-214: معاونت در جرايم حدي اگر مصداق يكي از موجبات همان حد يا حد ديگري باشد، مجازات آن حد را دارد و در غير اين صورت چنانچه در قانون مجازات ديگري براي آن معين شده باشد، به آن مجازات محكوم ميگردد والا حسب مورد به يكي از مجازاتهاي مقرر براي معاونت در جرم محكوم ميشود.
تبصره – شرايط تحقق معاونت در جرم موجب حد همانگونه است كه درمقررات کلی معاونت در جرم در این قانون آمده است.
ماده 3-214: شروع به جرم حدي در صورتي كه در قانون مجازات ديگري براي آن معين شده باشد، آن مجازات را دارد ودرغيراينصورت به مقررات کلی شروع به جرم در این قانون عمل خواهد شد.
مبحث پنجم: تخفيف، تبديل و سقوط حد
ماده 1-215: دادگاه نميتواند در كيفيت، نوع و ميزان حدود شرعي تغيير يا تخفيف دهد و يا مجازات را تبديل نمايد و تنها از طريق عفو به كيفيت مقرر در قانون قابل تخفيف يا تبديل ميباشد.
ماده 2-215: هرگاه مرتكب يكي از جرايم موجب حد پس از صدور حکم ديوانه شود، حد از او ساقط نميشود؛اما در صورت عروض جنون قبل از صدور حكم در حدودی که جنبه حق اللهی دارد تعقيب و محاكمه كيفري تا زمان افاقه معلق ميگردد و نسبت به ضرر و زيان و مسئوليت مدني دادگاه ميتواند با حضور ولي شرعي مجنون رسيدگي نمايد.
ماده 3-215: اجراي حد شلاق مشروط به حالت سلامت محكومعليه است و در حالت بیماری در صورتي كه در اجراي حد احتمال خطر يا ازدياد بیماری يا عدم امكان درمان برود و نسبت به زنان باردار يا شيرده يا در ايام حيض، نفاس و استحاضه شديد به تأخیر میافتد.همچنين شلاق را نبايد در هواي بسيار سرد يا بسيار گرم جاري نمود.
تبصره – در صورتي كه اميد به بهبودی بیمارنباشد يا دادگاه مصلحت بداند كه در حال بيماري حد جلد جاري شود، با يك دسته تركه يا تازيانه كه به تعداد ضربات حد باشد فقط يك بار به او زده ميشود.
ماده 4-215: اجراي حدود ديگر (غيراز شلاق) چنانچه سالب حيات باشد بدون شرط اجرا ميشود؛ مگر در مورد زن باردار يا شيرده كه پس از تحقق زايمان و تضمين حيات نوزاد اجرا خواهد شد و چنانچه حد سالب حيات نباشد مانند قطع دست يا پا در صورتي اجرا ميگردد كه بيم خطر براي حيات محكومعليه يا از بين رفتن عضو ديگري از او نرود. در موردي كه محكوم عليه در شرايطي باشد كه هيچگاه نشود آن حد را بر او اجرا نمود، حد ساقط ميشود و دادگاه صادر كننده حكم چنانچه مجازات ديگري براي آن در قانون معين نشده باشد، ميتواند مجازات تعزيري شش ماه تا دو سال حبس را به تناسب نوع جرم و خصوصيات مجرم صادر كند.
ماده 5-215: اجرای حد تازیانه به نحو زیر انجام میشود:
1- در حد زنا تازیانه به شدت و در سایر حدود به طور متوسط زده می شود.
2- حد مرد در حالی که ایستاده و حد زن در حالی که نشسته است، اجرا می شود.
3- در حد زنا، لواط، تفخیذ و شرب خمر در حالی که مرد پوشاکی جز ساتر عورت ندارد و در حد قذف در حالی که پوشش متعارف به تن دارد، اجرا می شود.
4- حد تازیانه زن در حالی که پوشش متعارف به تن دارد به گونهای که در اثر اجرای حد بدن او نمایان نشود، اجرا میگردد.
5- تازیانه به طور متوالی و در یک مجلس به تمام بدن محکوم غیر از سر و صورت و عورت وی زده می شود.
ماده 6-215: در جرايم موجب حد به استثناي جرم قذف هرگاه متهم قبل از اثبات جرم توبه كند و ندامت او براي قاضي احراز شود، مجازات حد از او ساقط ميگردد.
تبصره – توبه محارب بعد از دستگيري يا تسلط بر او مسقط مجازات نيست.
ماده 7-215: در جرايم موجب حد به استثناي قذف هرگاه توبه و ندامت محكومعليه بعد از اثبات جرم در دادگاه باشد، چنانچه اثبات جرم به وسيله شهادت شهود نباشد قاضي صادر كننده حكم ميتواند عفو يا تخفيف يا تبديل آن را توسط رئيس قوه قضاييه از ولي امر مسلمين درخواست نمايد.
ماده 8 -215: گذشت شاكي در حد قذف درهرحال موجب سقوط حد است و در حد سرقت قبل از اثبات در دادگاه موجب سقوط حد ميباشد.
مبحث ششم: تعدد و تكرار جرايم حدي و غير حدي
ماده 1-216: تعدد جرايم مختلف در حدود موجب تعدد مجازات ميگردد؛ ولي چنانچه جرايم از يك نوع باشد، سبب تعدد مجازات نميشود. در صورت اخير اگر مجازات از يك نوع نباشد مانند آنكه بعضي موجب شلاق و بعضي موجب اعدام باشد، به هر دو مجازات محكوم ميشود و عموماً مجازاتها بايد به ترتيبي اجرا گردد كه هيچكدام از آنها زمينه حد ديگري را از بين نبرد.
تبصره – مجازات حبس حدي يا تبعيد مانع از اجراي حد اعدام نميشود.
ماده 2-216: هرگاه كسي سه بار مرتكب يك نوع جرم مستوجب حد شود و هر بار حد همان جرم بر او جاري گردد (تكرار جرم حدي) در مرتبه چهارم حد وي قتل است.
ماده 3-216: هرگاه كسي مرتكب جرم موجب حد در زمانهاي مقدسي مانند ماه رمضان، عيدقربان، عيد فطر، عاشورا يا مكانهاي مقدسي مانند مساجد گردد، در صورتي كه عرفاً هتك حرمت آن زمان يا مكان مقدس باشد علاوه بر حد به حداكثر تا 20 ضربه شلاق نيز محكوم ميشود.
ماده 4-216: در موارد تعدد جرم موجب حد و جرم موجب تعزير يا مجازات بازدارنده، مجازات نيز متعدد ميشود و هر دو اجرا ميگردد، جز در مواردي كه مجازات حدي سالب حيات و مجازات تعزير يا بازدارنده حقالناس نباشد كه در اين صورت فقط مجازات سلب حيات اجرا ميشود؛اما در صورت سقوط حد به عفو و امثال آن مجازات تعزيري يا بازدارنده اجرا خواهد شد. همچنین چنانچه مجازات حدی سالب حیات نباشد و مجازات تعزیری و بازدارنده نیز حق الناس نباشد؛اما به جهت جرمی باشد که مشابه جرم حدی است یا از مقدمات آن باشد مانند سرقت غیر حدی و سرقت حدی یا روابط نامشروع و زنا، در صورت اجرای مجازات حدی مجازات تعزیری و بازدارنده ساقط می شود.
ماده 5-216 : در موارد تعدد جرم موجب حد و جرم موجب قصاص، مجازات نيز متعدد ميشود و در صورتي كه هر دو مجازات قابل جمع بوده، هر دو اجرا ميگردد؛اما چنانچه مجازات حدي موضوع قصاص را از بين ببرد مانند اعدام و قصاصنفس و يا موجب تأخير در اجراي قصاص كه حقالناس است، گردد مانند حبس، تبعيد و قصاص نفس اجراي قصاص مقدم است و در صورت عفو يا تبديل به ديه مجازات حدي اجرا ميشود.
فصل دوم : جرايم و مجازاتهاي حدي
مبحث اول: زنا و ملحقات آن (لواط، تفخیذ و مساحقه )
زنا
ماده 1-221 : زنا عبارت است از جماع مرد و زنی که علقه زوجيت بين آنها نبوده و از موارد وطی به شبهه نيز نباشد.
تبصره يك- جماع با دخول آلت رجوليت به اندازه ختنه گاه در قبل يا دبر زن محقق میشود.
تبصره دو- هر گاه طرفين يا يکی از آنها نابالغ باشد نيز زنا محقق میشود؛اما نابالغ مجازات نداشته و تأديب ميگردد.
ماده 2-221 : وطی به شبهه نسبت به کسی محقق است که به دليل جهل به حکم يا موضوع، جماع را جايز میداند.
ماده 3-221 : جماع با ميت زناست؛ مگر جماع زوج با زوجه متوفای خود که زنا نبوده؛ ولی موجب شلاق تا 74 ضربه میشود.
ماده 4-221 : هرگاه متهم به زنا مدعی زوجيت يا وطی به شبهه باشد، ادعای وی بدون بينه يا سوگند پذيرفته میشود؛ مگر آنکه خلاف آن با حجت شرعي لازم ثابت شود.
ماده 5-221 : حد زنا در موارد زير قتل است:
1- زنا با محارم نسبی
2- زنا با زن پدر كه موجب قتل زاني است.
3- زنای مرد غير مسلمان با زن مسلمان که موجب قتل زانی است.
4- زنای به عنف که با قهر وغلبه زانی صورت می گيرد.
5- زناي زن يا مردي كه واجد شرايط احصان باشد كه حد آن سنگسار است.
تبصره يك- مجازات زانيه در بند(ب) و( ج) حسب مورد تابع ساير احكام مربوط به زناست.
تبصره دو- هرگاه کسی به قصد زنا زنی را بيهوش نموده و يا به وی داروی خوابآور بدهد و در حال بيهوشی يا خواب با وی زنا نمايد و همچنين زنا از طريق اغفال دختر نابالغ در حکم زنای به عنف است.
تبصره سه- پيرمرد يا پيرزنی که داراي شرايط احصان باشد، علاوه بر مجازات مذكور به صد ضربه شلاق نيز محكوم ميگردد.
تبصره چهار- هرگاه اجراي حد رجم مفسده داشته و باعث وهن نظام شود، با پيشنهاد دادستان مجري حكم و تأييد رئيس قوه قضاييه در صورتي كه موجب حد با بينه شرعي اثبات شده باشد، رجم تبديل به قتل ميشود و در غير اين صورت تبديل به صد ضربه شلاق ميگردد.
ماده 6-221 : احصان در هريك از مرد و زن به نحو زير محقق ميشود:
1- احصان مرد عبارت است از آن كه دارای همسر دايمی و بالغ باشد و در حالی که بالغ و عاقل بوده، از طريق قبل با همان همسر در حال بلوغ وی جماع کرده باشد و هر وقت بخواهد امکان جماع از طريق قبل را با وی داشته باشد.
2- احصان زن عبارت است از آنكه دارای همسر دايمی و بالغ باشد ودر حالی که بالغ وعاقل بوده، همان شوهر بالغ با او از طريق قبل جماع کرده باشد و امکان جماع از طريق قبل را با وي داشته باشد.
ماده 7-221 : اموری از قبيل مسافرت، حبس، حيض، نفاس و بيماری مانع مقاربت يا بيماری که موجب خطر برای طرف مقابل میگردد مانند ايدز و سفليس، زوجين را از احصان خارج میکند.
ماده 8-221 : طلاق رجعی قبل از سپری شدن ايام عده، با وجود ساير شرايط مرد و زن را از احصان خارج نمیکند؛ ولی طلاق بائن آنها را از احصان خارج می نمايد.
تبصره- طلاق خلعی که تبديل به رجعی شده باشد تا قبل از جماع موجب خروج طرفين از احصان است.
ماده 9-221: در زنا با محارم نسبی و زنای محصنه، چنانچه زانيه بالغ و زانی نابالغ باشد، مجازات زانيه فقط صد ضربه شلاق است.
ماده 10-221: مردی كه همسر دايم دارد، هرگاه قبل از دخول مرتكب زنا شود، حد وی صد ضربه شلاق، تراشيدن سر و تبعيد به مدت يكسال قمری است.
ماده 11-221 : حد زنا در ساير موارد صد ضربه شلاق است.
ماده 12-221 : هرگاه مردي زني را مجبور كند كه با او زنا كند، علاوه بر مجازات مقرر در صورتي كه زن باكره باشد، به پرداخت ارشالبكاره و مهرالمثل محكوم ميشود و در غير اينصورت فقط به پرداخت مهرالمثل محكوم ميگردد.
ماده 13-221: اگر دو طرف يا يک طرف رابطه نامشروع دوجنسی باشد، در صورتي كه احراز شود، يكي از عناوين موجب حد واقع شده (مانند اين كه علم اجمالي پيدا شود يا مساحقه انجام گرفته و يا زنا ) و به مجازات آن حد ( صد ضربه شلاق در مثال ذكرشده) محكوم ميشود و در غير اين صورت هر يک به مجازات تعزيري به تناسب جرم و خصوصيات مجرم تا 99 ضربه شلاق محكوم میگردند.
ماده 14-221: هرگاه مرد يا زني كمتر از چهار بار اقرار به زنا نمايد، به مجازات تعزيري به تناسب جرم و خصوصيات مجرم تا 74 ضربه شلاق محكوم ميشود.
ماده 15-221: مناسب است قاضي اجراي حكم مردم را از زمان اجراي حد زنا آگاه سازد و لازم است عدهاي از مؤمنان كه از سه نفر كمتر نباشند، در حال اجراي حد زنا حضور يابند.
ماده 16-221: مرد را هنگام سنگسار تا نزديكي كمر و زن را تا نزديكي سينه در گودال دفن ميكنند و آنگاه سنگسار مينمايند. بزرگي سنگ نبايد به حدي باشد كه با اصابت يك يا دو عدد شخص كشته شود. همچنين نبايد به اندازهاي كوچك باشد كه نام سنگ بر آن صدق نكند.
ماده 17-221: اگر محكوم به سنگسار از گودال فرار كند، در صورتي كه زناي او به اقرار ثابت شده باشد بازگردانده نميشود و مجازات سنگسار از او ساقط میگردد و در غير اين صورت برگردانده ميشود و مجدداً سنگسار میشود.
لواط
ماده 18-221 : لواط عبارت است از دخول آلت رجوليت به اندازه ختنهگاه در دبر انسان مذکر؛ هرچند مرده باشد.
ماده 19-221 : حد لواط برای فاعل درصورت عنف يا دارا بودن شرايط احصان قتل است ودر صورت فقدان شرايط احصان صد ضربه تازيانه است و حد لواط برای مفعول در صورتي كه بالغ و عاقل باشد و اكراه نشده باشد، قتل است.
تبصره- شرايط احصان در لواط همان شرايط احصان در زناست.
ماده 20-221 : هرگاه مردی کمتر از چهار بار اقرار به لواط نمايد، به مجازات تعزيري 70ضربه شلاق محكوم می شود.
تفخيذ
ماده 21-221 : تفخيذ عبارت است از ماليدن آلت رجوليت بين رانهای يا اليتين انسان مذکر هر چند مرده باشد.
تبصره- دخول کمتر از ختنه گاه در حکم تفخيذ است.
ماده 22-221: حد فاعل و مفعول در تفخيذ صد ضربه شلاق است و فرقي ميان محصن و غیر محصن وعنف و غير عنف در مجازات نيست و طرفي كه اكراه شده و يا طفل است، مجازات نميشود.
تبصره- در صورتی که فاعل غير مسلمان و مفعول مسلمان باشد، حد فاعل قتل است.
ماده 23-221: هر گاه دو يا چند مرد از روی شهوت و بدون ضرورت به صورت برهنه زير يكپوشش قرار گيرند، به تناسب جرم وشخص مجرم به مجازات تعزيري تا 99 ضربه شلاق محكوم ميشوند.
تبصره- هرگاه يکی از طرفين نابالغ یا مکره باشد، حکم مذکور تنها نسبت به فرد بالغ جاری است.
ماده 24-221: همجنس بازی انسان مذکر در غير از لواط و تفخيذ از قبيل تقبيل و ملامسه از روی شهوت موجب تعزير به تناسب جرم وشخص مجرم تا 74 ضربه شلاق است.
ماده 25-221: هرگاه مردی کمتر از چهار بار اقرار به تفخيذ نمايد، به مجازات تعزيري 70ضربه شلاق محكوم می شود.
مساحقه
ماده 26-221 : مساحقه عبارت است از اينكه انسان مؤنث، اندام تناسلی خود را به اندام تناسلی همجنس خود هر چند مرده باشد بمالد.
ماده 27-221 : حد مساحقه، صد ضربه شلاق است.
ماده 28-221 : در حد مساحقه فرقی بين فاعل و مفعول و مسلمان و غيرمسلمان نيست.
ماده 29-221 : همجنس بازی انسان مؤنث در غير از مساحقه از قبيل تقبيل و ملامسه از روی شهوت موجب تعزير به تناسب جرم وشخص مجرم تا 74 ضربه شلاق است.
ماده 30-221 : هر گاه دو يا چند زن از روی شهوت و بدون ضرورت به صورت برهنه زير يك پوشش قرار گيرند، به مجازات تعزيري به تناسب جرم وشخص مجرم تا 99 ضربه شلاق محكوم ميشوند و در صورت تكرار تعزير، در مرتبه سوم و بالاتر به يك صد ضربه شلاق به عنوان حد محكوم خواهند شد.
تبصره- هرگاه يکی از طرفين نابالغ يا مكره باشد، حکم مذکور نسبت به نابالغ و مكره جاری نيست.
ماده 31-221 : در صورت عدم قیام ادله اثباتی بر جرايم حدی این فصل و انکار متهم به جز در موارد احتمال ارتکاب با عنف، آزار، ربایش یا اغفال و اکراه هرگونه تحقیق و تفحص و کنکاش جهت کشف امور پنهان و مستور از انظار ممنوع است
.
- How many gays and lesbians are in Turkey today?
We have 87 registered at present.
- How many have fled the country over the past few years?
Unless we have access to UNCHR data and data of home offices around the world, there is no way to come up with a number of the ones left Iran claiming status because of homosexuality; even then, we can only know the number of those who claimed, and not exact numbers. But based on my own experiences during the past few (five) years, every year 100 to 150 of the LGBT community flee Iran.
- What are the general pressures on gays and lesbians that are specific to Iran – other than the usual paranoias?
Iran is among the very few countries (Yeman, UAE, Sudan, Somalia, Saudi Arabia, Nigeria, Mauritania) that execute homosexuals on the bases of their sexual orientation. What is specific in Iran, and is extremely distressing is that in those other countries, the harsh religious laws are in-line with traditions and are accepted as traditions. But Iran is a country where modernity has clashed with enforced religious laws and regulations. Homosexuals in Iran live a dual life; in all other aspects of life they can compete with the western world’s popular trends, fashion, music, but in their most natural identity, their sexual identity, they have to comply with rules belonging to one thousands and three hundred years back. Parents, who are otherwise very understanding and open minded, when it comes to their child’s sexual orientation/gender identity, suddenly become prejudiced and can easily do away with their own flesh and blood. The fact that life is like walking on a blade-edge is the most disturbing for homosexual men and women who, of course, aren’t only hanging in specific hangout places like the Daneshjoo park, but are occupied in many high profile positions such university professors, artists, lawyers, doctors, journalists, and such.
One of the signs that exposes a homosexual to his environment is the fact that they do not wish to marry a person of opposite sex, and when they are passed the age of marriage, they are pressured by their colleagues, employers, parents, and the whole society to either marry or give a reason for refusing it. 3 years ago, one of the ministries in Iran sent a memo to all employees to either marry or resign.
-
2009